السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
173
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
ايشان رابه « باب مدينة العلم وسرچشمهى بخشندگى وبردبارى . . . » وصف مىكند . « 1 » شرح حالش 1 - شاه ولىّاللَّه در « الإنتباه في سلاسل أولياء اللَّه » 2 - مجدالدّين بدخشانى در « جامعالسّلاسل - خطّى » 72 - حسن شمردن بدر زركشى بدرالدّين محمّدبنبهادر زركشى شافعى چنين حكم كرده است كه حديث « مدينة العلم » « به درجهاى از حُسن مىرسد كه بدان احتجاج مىشود و هرگز ضعيف نيست ؛ چه رسد به اينكه « ساختگى » باشد . » و مناوى از كسانى است كه اين مطلب را از او نقل كرده است . « 2 » شرح حالش 1 - ابنقاضى شهبة : « محمّدبن بهادربن عبداللَّه : دانشمند علّامه ، نويسنده و محرّر ، بدرالدّين ابوعبداللَّه مصرى زركشى ، تولّدش به سال 745 بود و از دو استاد ، جمالالدّين اسنوى و سراجالدّين بلقينى دريافت كرد و به حلب نزد شيخ شهابالدّين أذرعى مسافرت كرد و براى آموختن حديث به خدمت مغلطائى رسيد و حديث را در دمشق و شهرهاى ديگر شنيد . بعضى از مورّخان گفتند : او فقيه ، اصولى و فاضل در همهى آنها بود . درس و فتوا داد و در رجب سال هفتصد و نود و چهار درگذشت . » « 3 » 2 - ابنحجر استادان و نوشتههايش را ذكر كرده است . « 4 »
--> ( 1 ) . خلاصة المناقب - خطّى . ( 2 ) . فيضالقدير شرح الجامع الصغير 3 / 47 . ( 3 ) . طبقات الشافعيه از ابنقاضى شهبهى اسدى 2 / 319 . ( 4 ) . الدر الكامنه از ابنحجر 4 / 17 .